حق الزحمه و پاداش یا کارانه موضوعهایی هستند که همواره در تعیین مرز میان آنها اختلاف نظر وجود دارد.

از یک سو سازمان بر این باور است که حق الزحمه پرداختی برای تحقق اهدافی است که معین کرده و کارکنان نیز بر این باورند که این اهداف چنان بلند پروازانه وضع شده اند که تحقق آنها ناممکن باشد.

از دیدگاه هدفگذاری، هدف تعریفی دارد که باید در آن تعمق کرد. حق الزحمه هم تعریفی دارد که باید به درستی به آن توجه نمود. در این زمینه آقای دنیل پینک تحقیق مفصلی انجام داده که در قالب کتابی منتشر شده است. این کتاب خوش بختانه توسط خانم مرجان فرجی به فارسی ترجمه شده و در دسترس است.

خلاصه داستان از این قرار است که حق الزحمه مرزی است که احتیاج فرد برای زندگی را تأمین کند. اگر بخشی از حق الزحمه تحت هر عنوان (مثلاً پورسانت یا پاداش) به گرو نگه داشته شود، آن پاداش اثر عکس خواهد داشت.

در این شرایط است که میتوان اهدافی بلند پروازانه وضع کرد و از افراد خواست تا به آنها برسند. در واقع پاداش که ورای حق الزحمه است، برای دستاوردی ورای وظیفه پرداخت میشود.

در اینجا سازمان با ریسکی مواجه است که افراد وظایف خود را به درستی انجام ندهند. اینجاست که یک سیستم مدیریت عملکرد مناسب و خوب طراحی شده، در ترکیب با یک نظام مدیریت استعدادِ کارآمد، میتواند سازمان را از این ریسک در امان بدارد.

در طراحی یبسته های جبران خدمت، میتوان این موضوع را به خوبی در نظر گرفت و با پاداشهایی نه لزوماً مالی و از جنس انگیزشی، به کارکنان انگیزه داد تا وظایف خود را چنان که باید و چنان که به خودشان هم حس غرور (و نه خدای ناکرده حس حماقت) القا کند، انجام دهند.

اگر شما هم با مشکلاتی از این دست مواجه هستید، شاید راهکارهای پیشنهادی ما بتوانند منظر جدیدی از این چالش به شما ارائه دهند. با ما تماس بگیرید.

استخدام

یافتن فرد مناسب برای سمت مناسب و در زمان مناسب، دغدغه اصلی در مرحله جذب و استخدام است. ما در این مرحله همراه شما هستیم و به کمک ابزارهای کارآمد یک سیستم پشتیبان تصمیم گیری برای شما ایجاد میکنیم.

نگهداشت

وقتی افراد مناسب را انتخاب کردید، بر سر حق الزحمه هم به توافق رسیدید، نگهداشت این کارکنان چندان ساده نخواهد بود. ما ابزارهایی داریم که به شما کمک میکنند تا به دور از سعی و خطا، ریزش نیروهای خود را به حداق ممکن تقلیل دهید.

ارتقا و توسعه

جنبه های مالی، تنها جاذبه های شغلهای سازمانی نیستند. مسیر پیش رو و شایسته سالاری برای کارکنان سازمانها مهم است و به آنها انگیزه میدهد که با جان و دل در سازمان بمانند و نقشی در آینده خود ایفا کنند.

مدیریت

وقتی افراد وارد سازمان میشود و به اصطلاح در پست خود مستقر میشوند، با به کارگیری روشهای ساده و توجه به نیازهای کارکنان، میتوانید آنها را چنان مدیریت کنید که روابطی برنده -برنده برای دراز مدت میان شما برقرار باشد.